تبليغاتX
بن بست
Blogfa.com
سبز و سرخ
برچسب: موزونیات
یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 - - حامد

 

چند روزيست كه من منتظرم

يا در خانه ما باز شود

كسي از راه رسد

و به شوقانه هر گام صبورش، غنچه

بجهد از تن خشكيده گلهاي حياط

يا كه من دل بكنم، راه خيابان گيرم

*     *     *

كوچه اي آن سوتر

يك نفر عزم خيابان دارد

همه تابوت به دوشند، كسي مي پرسد:

«نام اين مرد چه بود؟»

پاسخي مي آيد:

«او صنوبر و فراتر از سرو

و كبوتر كه به مهماني شيران رفته ست.»

 


+ |
كتاب ها براي چه كسي چاپ مي شوند؟
برچسب: فکر من
جمعه بیست و چهارم اسفند 1386 - - حامد

 

كتاب هاي زيادي به پدر و مادرها ياد مي دهند چطور  بچه هايشان را تربيت كنند. صد سال پيش اما اين كتابها  نبود. سوالي پيش مي آيد: صد سال  پيش با امروز چه  فرقي  داشت؟

حدود  دو سال پيش اين سوال  برايم مطرح شد ولي  جوابش را نگرفتم. امروز كتاب «تكنوپولي» نيل  پستمن را خواندم. در  فصلي از آن جواب سوالم  را گرفتم.

پستمن سخن از اطلاعات  مي گويد. در تمدن جديد  اطلاعات گسترده  شده و بسياري از اين اطلاعات ناكارآمد هستند. پس بايد سازمانهايي وظيفه كنترل اطلاعات  را بر عهده  بگيرند؛ يعني مشخص كنند چه  كسي چه چيز را بداند  و چه كسي چه چيز را نداند. پستمن يكي از اين سازمان ها را خانواده مي داند. خانواده  كنترل  مي كند فرزندان، از دنياي بزرگان، چه چيز را بدانند و چه  چيز را  ندانند.

در گذشته خانواده به راحتي مي توانست اطلاعات را  كنترل كند و در تربيت فرزندان مشكل نداشت. اما اكنون  خانواده  قدرت كنترل اطلاعات را  ندارد. تلويزيون، اينترنت و ماهواره گستره اطلاعات  را پيش روي فرزندان پهن مي  كنند. فرزند  به راحتي مي تواند به هر نوع اطلاعاتي دست بيابد.

مثالي مي زنم: اتاقي دريچه كوچكي دارد. از اين دريچه  گازي سمي به داخل اتاق مي آيد. با زدن ماسك ساده اي مي توانم وارد اتاق شوم. اين ماسك ساده ممكن است دستمالي باشد كه جلوي بيني و دهانم مي گيرم. حالا دريچه ها را زيادتر مي كنم. براي ورود حتما بايد ماسك مجهزتري بزنم. نتيجه مي گيرم كه  مجهز بودن  ماسك با ميزان نفوذ گاز سمي رابطه مستقيم دارد.

خانواده  براي فرزندان  همان ماسك را مي سازد. اتاق ذهن فرزند مورد نفوذ اطلاعات است. هر چه مسير ورود اطلاعات گسترده تر باشد خانواده بايد  ماسك مجهزتري براي فرزند  بسازد.  بايد «اطلاعات» بيشتري داشته باشند تا بتوانند  اطلاعات را كنترل  كنند. پس نياز به مطالعه  كتب تربيتي خواهد داشت.

 


+ |
مكعب خاكي
برچسب:
سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386 - - حامد

 

 

 

چگالي آب 1/1 است. يعني هر ليتر آب  يك كيلو و صد گرم وزن دارد. چگالي  خاك چند است؟ نمي دانم ولي از چگالي آب كمتر  نيست. فرض مي كنم چگالي خاك هم 1/1 باشد. رندش كنم مي شود «1»؛ هر ليتر خاك يك  كيلو گرم.

يك مساله رياضي: مكعبي را فرض كنيد با  عمق 2 متر و طول 5/1 متر  و عرض 5/0 متر. حجمش چند متر مكعب است؟   جواب: 5/1 متر مكعب

حالا فرض كنيم اين مكعب را از خاك پر كنيم. چند كيلو  مي شود؟ يك ونيم تن.

اين همان وزني است كه زير آن از خواب بيدار مي شوم و  سرم به لحد مي  خورد.


+ |
اين سه گروه
برچسب: فکر من
شنبه هجدهم اسفند 1386 - - حامد

 

سكولاريسم يعني «جدايي دين از سياست». بعضي ها مي گويند دين فقط به زندگي فردي ربط دارد و هيچ جايگاهي در اجتماع ندارد. اينها سكولاريسم را قبول دارند. همين افراد ممكن است متدين باشند. حتي گروهي از سكولارها معتقدند شأن دين آن قدر بالاست كه نبايد آن را با كثافتي به نام «سياست» آميخت. سكولارهاي متدين قبول دارند كه سياست بر مبناي اصل ماكياول است: هدف وسيله را توجيه مي كند.

در مقابل سكولارها كساني هستند كه دين را در همه عرصه ها صاحبنظر مي دانند؛ حتي در سياست. دليلشان كاملا آشناست. سياست و اجتماع در  سعادت انسان اثر دارند پس دين براي آن ها دستورالعمل دارد. اينها معتقدند سياست بر مبناي ماكياوليسم نيست و تعريف ساده اي دارد: اداره جامعه براي سعادت انسانها.

شايد فكر كنيم اين دو گروه ناشي از يك حصر عقلي هستند و شق سومي هم ندارند. اما اينجا گروه سومي هم هست.

اين گروه سوم معتقدند شايد دين براي تمام عرصه ها نظر داشته باشد اما اين نظرات الزاما درست نيست. چون رسول و ائمه دين را از خود زاده اند. اين نظر در مقابل شق دوم – يعني متدين ها- است كه معتقدند دين از جانب خداست  و در مقابل شق اول –سكولارها- است كه آنها  كاري به منشا دين ندارند؛ فقط مي گويند دين براي همه چيز نظر ندارد.

اين گروه سوم به راحتي به پلوراليسم تن مي دهد. چون فرقي بين اسلام و بودا نمي بيند؛ هر دو از بشر ناشي است. پس حرف هر دو حق خواهد بود و حالا بايد بياييم و انتخاب  كنيم كه مسلمان باشيم يا بودايي؛ بدون هيچ اضطرابي كه راه، باطل باشد يا نه.

حالا بياييم مقايسه كنيم: گروه دوم –متدين ها- دين را در تمام عرصه ها جاري مي دانند. گروه اول –سكولارها- دين را در همه عرصه ها جاري نمي داند ولي آن را براي افراد نفي نمي كند. گروه سوم اما دين را قبول ندارد. چون معتقدند دين هيچ قداستي ندارد. هر چند ممكن است اين افراد ريش داشته باشند و پيشاني شان پينه بسته باشد.


+ |
همه منهاي يكي
برچسب: داستانک
دوشنبه ششم اسفند 1386 - - حامد

 

 

آب شهر آلوده شده بود. هر كس از آن آب مي خورد، مريض مي شد؛ جنون مي گرفت. همه ديوانه شده بودند. فقط يك نفر سالم مانده بود. دلش براي ديگران مي سوخت. مي خواست كاري كند اما نمي توانست. توي ميدان شهر مي نشست و ديوانه ها را نگاه مي كرد. ديوانه ها مي خنديدند و شاد بودند. يك روز تصميمش را گرفت. كاسه اي آب برداشت و خورد. حالا او هم شاد بود.

 

*‌     *     *

 

جوان بود. توي خيابان هاي شهر قدم مي زد. از دور صدا مي آمد؛ صداي آهنگري و سنگ تراشي. جلوي دكان عمويش رفت. عمو با تيشه و قلم تكه سنگي را مي تراشيد.

«عمو! چه مي كني؟ چيزي مي سازي كه نه سود دارد و نه ضرر؟»

شهر بت پرستان بود و عمو هم بت ساز. بت پرستي را از پدرانشان به ارث  برده بودند. تنها جوان بت ها را نمي پرستيد.  چند روز بعد جوان  بت ها را شكست.


+ |


Generated By saeed sarpas § November 2007
iranian blog service , BLOGFA