احمدينژاد با اقتصاد ايران چهكار دارد ميكند؟ به تازگي، سياست تازهاي را كشف كردهام و اسمش را گذاشتهام سياست «گورخر و خرس». گورخر وقتي در چنگال خرس ميافتد چهكار ميكند؟ خيلي ساده است. خودش را به مردن ميزند. خرس هم هيچوقت حيوان مرده نميخورد. يعني بايد شكار را از پا درآورد بعد، رغبت كند كه بخوردش. نتيجه چيست؟ خرس گورخر را رها ميكند.
شايد احمدينژاد همين سياست را دنبال ميكند. ميخواهد اقتصاد كشور را آنقدر خراب كند كه هيچ قدرتي تمايلي نداشته باشد كه به ايران نگاه كند. ايران ميشود گورخر و قدرتها ميشوند خرس. اما نبايد فراموش كنم كه دعواي خرسها و گورخري مثل ايران فقط بحث استعمار و اقتصاد نيست؛ جنگي است ايدئولوژيك.
يكي از فرماندهان آمريكايي در افغانستان اعلام كرد 400 نفر از شورشيان -طالبان- را قلع و قمع كرده. بعد از اين خبر گفت به خاطر فعاليت شورشيان، ناو هواپيمابرمان را از خليجفارس خارج كرده به درياي عربي برديم.
ناوهاي آمريكايي يكييكي از خليجفارس خارج شدند. جور ديگري ميتوان گفت؛ هدفهاي موشكهاي ايراني از تله تنگه هرمز فرار كردند. در اين چند روز هم دو كشور ايران و آمريكا ،همزمان، مانور نظامي دارند و اينجا بوي جنگ ميآيد.
آن سوي ميدان آمريكاست و اسرائيل و اين سو ايران. هركدام از آنها حركتي كند، ايران به اسرائيل تعرض خواهد كرد. شدت برخورد ايران نيز به چگونگي تحرك اوليه بستگي دارد. البته فرض ميكنم جرأت سران سياسي و نظامي ايران زياد باشد.
اينها را بگذاريم كنار آموزههاي صهيونيستي آرمگدون؛ جنگ يهوديان با نيرويي از شرق، كشته شدن اكثر يهوديان، ظهور مسيح، ارمغان پيروزي مسيح و مسيحي شدن باقيمانده يهوديها.
بوي جنگ ميايد. اما نه فقط جنگ سياسي و اقتصادي. اين جنگ حتما پايههاي ايدئولوژيك خواهد داشت. نگاه انتظار اسلامي در مقابل نگاه انتظار صهيونيستي با چاشني سياستبازيهاي بوش و احمدينژاد و اولمرت. البته فراموش نكنيم گاهي جلوههاي ديني روپوشي براي فعاليتهاي اقتصادي كارتلها و بنيادهاست.
نبايد ايران را با عراق مقايسه كرد. جنگ ايران اينچنين نيست. جنگ با ايران در حد تبادل آتش است.