قول داد هر روز به ديدنش بيايد و چند آيه كنارش باشد. اما نيامد و كنارش نماند. شبي زلزله آمد. قفسهها لرزيدند. كتابها ريختند. قرآن زير آوار كتابها ماند. كسي صداش را نشنيد. غريبانه جان داد.
| Blogfa.com |
|
اذا زلزلت الارض زلزالها
برچسب:
کتابخدای نامه
|
||
|
شنبه سیزدهم مهر 1387 - - حامد
|
||
|
قول داد هر روز به ديدنش بيايد و چند آيه كنارش باشد. اما نيامد و كنارش نماند. شبي زلزله آمد. قفسهها لرزيدند. كتابها ريختند. قرآن زير آوار كتابها ماند. كسي صداش را نشنيد. غريبانه جان داد.
|
||
|
+
|
|
||
|
قرآن بخوانم يا نه؟ 3
برچسب:
کتابخدای نامه
|
||
|
یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 - - حامد
|
||
|
در "قرآن بخوانم يا نه؟1" گفتم انگار تناقضي وجود دارد: قرآن ميگويد من متعلق به همه هستم. ولي برخي ميگويند همه نميتوانند از قرآن برداشت كنند بل بايد اصول و قواعدي را بلد باشند. باقر در جوابم گفت: يا قرآن اشتباه كرده يا اينها. از پيشفرض احتمالي باقر استفاده ميكنم كه منظورش اشتباهبودن حرف اينهاست. اما نظر باقر مشكل منطقي داشت. چون اين دو را دو جمله متناقض فرض كرد كه درستي يكي مستلزم كذب ديگري و بالعكس است. من حرفام اين بود: آيا ميشود اين دو با هم متناقض نباشند؟ در "قرآن بخوانم يا نه؟ 2" مطلب را ادامه دادم و گفتم: آنها كه عوام را بر حذر ميدارند چه خطراتي را پيشبيني ميكنند؟ يا چه دلايلي دارند؟ خودم دو تاش را گفتم: عوام بدون آگاهي ممكن است به تناقض برسند و قرآن را مشكلدار بدانند. يا از آيات متشابه (كه نميدانم يعني چه) برداشت كنند. ياسر دو دليل ديگر اين گروه را گفت: يكي اينكه ادعا ميكنند سنت، اينگونه بوده و ائمه مردم را از برداشت برحذر ميداشتند و ديگر آنكه عوام هر چه ميخواهند در رساله هست. به همانها عمل كنند كافي است. در مورد دليل اولي كه ياسر گفت: پس بايد برويم ببينيم واقعا سنت بر اين بوده است يا خير. در مورد دليل دوم: برداشتها محدود به احكام عمليه نيستند. بل اكثرا مربوط به اعتقاداتاند. مثل معصوميت و ... سعيد هم حرفهايي زد كه معلوم نفهميدمشان. اما آخرش نكتهاي گفت: چقدر مهم است عوام قرآن را درست بفهمند؟ سعيد نگاه من را ميداند. من آدمي كه واقعا نيازي به قرآن پيدا نكند مشكلدار نميدانم. پس اگر برداشتي قطعي كند، اما غلط، به طريق اولي درست ميدانماش. اما اگر منظور اين باشد كه حرف آنها مهم نيست بايد بگويم خير. چون من و شما هم عوام هستيم. بگذرم. اينجا سوالي ديگر ميپرسم: گروهي معتقدند براي برداشت بايد قواعدي را بلد بود. به نظر شما منظورشان چه قواعدي است؟ برخي از آنها را ميگويم: آگاهي به ادبيات عرب؛ آگاهي به قواعد بلاغت؛ آگاهي به اصول و ... بقيه را شما بگوييد.
|
||
|
+
|
|
||
|
قرآن بخوانم يا نه 2
برچسب:
کتابخدای نامه
|
||
|
جمعه بیست و نهم شهریور 1387 - - حامد
|
||
|
چند پست قبلام ناماش اين بود: قرآن بخوانم یا نه؟ (۱) .سوالي پرسيده بودم و كساني هم جواب دادند. بعضيها خيال كردند محكمه است و ميخواهم توبيخ كنمشان و بعضيها به سادگي جواب را نوشتند حال آنكه حداقل بايد كمي در جواباش انديشيد. بعضيها جوابي دادند كه البته ايراد منطقي داشت. و از حق نگذرم بعضي هم پاسخي دادند زيبا اما نه پاسخ سوال من را. حالا قدمي جلوتر ميروم. آنها كه مدعياند برداشت از قرآن براي عوام خطرناك است، چه دليلي دارند؟ يعني پيشبيني (خواه درست خواه غلط) چه خطراتي را ميكنند؟ من دو دليلشان را ميگويم. ميگويند ممكن است عوام به تناقضي در قرآن برسند حال آنكه تناقضي نيست و درك آنها قدرت جمع بين آنها را ندارد. پس قرآن را مشكلدار ميبينند. ديگر آنكه قرآن آياتي دارد محكم و آياتي دارد متشابه. عامي متشابهات را نميشناسد و ممكن است از آنها نتيجه بگيرد در صورتي كه قرآن اين نتايج را به منافقان نسبت داده است. (لطفا نقل قول ديگران نكنيد كه متشابهات چرا بعد هزار و چهارصدسال هنوز مشخص نيست. نظر خود را بدهيد.) شما دليل ديگري از جانب آنها سراغ داريد؟ نظر بدهيد. |
||
|
+
|
|
||
|
قرآن بخوانم يا نه1
برچسب:
کتابخدای نامه
|
||
|
یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387 - - حامد
|
||
|
بسيار شنيدهام كه ميگويند: هركسي ميتواند از قرآن برداشت كند. زياد هم شنيدهام كه فرياد زدهاند: عوام نميتوانند قرآن را بفهمند. بايد عالم بشوند بعد. چندين بار نيز شنيدهام كه پرسيدهاند: پس چهطور قرآن خودش را متعلق به همه ميداند و خطاب به همه ميگويد فكر كنيد؟ كسي براي اين تضاد پاسخي دارد؟ |
||
|
+
|
|
||
|
احقاق حق2
برچسب:
کتابخدای نامه
|
||
|
یکشنبه دهم شهریور 1387 - - حامد
|
||
|
چرا من اين آدم قرآن بهدست را به جزيرهاي غيرمسكون فرستادم؟ تا راه شك را بر او ببندم. شك به دو طريق –به نظر من- ايجاد ميشود: تطورات شخصي و مواجهه با نظرات مخالف. فعلا با تغييرات شخصي كاري ندارم. اما تبعيد اين فرد باعث شد كه با نظر مخالف با آنچه به دست آورده مواجه نشود. پس به يافتهاش شك نميكند. پس قطع و يقين دارد. حالا دوران تبعيد آن فرد را تمام ميكنم. او بين مردم ميآيد اما فرض ميكنم هنوز راه شك بر او بسته است. او به يافتههايش قطع دارد و كاملا مطمئن است. لازم است بگويم شايد قطع او غيرواقعي باشد. مثلا حاصل از تبليغات و پروپاگاندا باشد. مگر من و شما قطع نداريم كه يزيد، حسين را كشته؟ دليل قطعمان چيست؟ حالا همان سوال را تكرار ميكنم: كسي كه در جامعه با تحقيقات خودش يا بر اثر تبليغات ناملموس به قطع برسد، در صورت بطلان يافتههايش، آيا عقاب ميشود؟ |
||
|
+
|
|
||
|
احقاق حق1
برچسب:
کتابخدای نامه
|
||
|
شنبه نهم شهریور 1387 - - حامد
|
||
|
اين سوال را زياد شنيدهام: كسي در اعماق جنگلهاي آمازون زندگي ميكند و اسلام به او نرسيده، تكليفش چيست؟ جوابهاي متعددي دارد كه بيشترشان قانعكننده هستند. حالا ميخواهم اين سوال را بپرسم: كسي اسلام به او رسيده و قرآني دارد. بعد از مسلمان شدن به جزيرهاي ميرود كه كسي غير او ساكن آنجا نيست. حالا در قرآن كنكاش ميكند و به نتايجي ميرسد؛ خواه باطل خواه صحيح. اگر به نتايج باطل برسد تكليفش چيست؟ آيا عقاب ميكنندش؟ كسي جوابي دارد؟ اگر دارد كامنت بگذارد. اين سوال سرآغاز بحثي است كه اگر حوصله كنم سراغش ميروم.
|
||
|
+
|
|
||