تبليغاتX
بن بست - در شهر چه خبر است؟ آدم‌ها چه‌ خبرشان است؟
Blogfa.com
در شهر چه خبر است؟ آدم‌ها چه‌ خبرشان است؟
برچسب: فکر من
چهارشنبه سوم تیر 1388 - - حامد

اين ترم بيست و سه تا امتحان داشتم. اگر هر امتحان را دو واحد فرض كنم، چيزي حدود چهل و شش واحد مي‌شود. اين‌طوري مي‌توانستم در سه ترم ليسانس بگيرم. (كه هنوز نگرفته‌ام.)

فعلا نوزده‌تاش تمام شده است. سخت‌ترين روزش، سه‌شنبه هفته پيش بود. در يك روز سه تا امتحان داشتم. ساعت 8 كرج، ساعت 10 تهران و ساعت 2 باز هم در كرج. ديروز و پريروزش امتحان داده‌بودم و فردا و پس‌فرداش هم بايد امتحان مي‌دادم.

اين امتحان‌ها سبب شد كمي از سروصداهاي اين‌روزها دور باشم و دنبال اخبار نروم. به همين خاطر قاعده "تساقط متعارضين" را اجرا مي‌كردم و سعي داشتم بر اساس گفته‌هاي دو طرف تصميم نگيرم و تحليل نكنم.

اما انگار آدم‌هاي درگير در اين ماجراها چهار دسته بوده‌اند؛ به قراري دو دسته دوتايي. يك دسته موافقان و دسته‌اي مخالفان. هر دو هم باز دو دسته بوده‌اند و هستند: آدم‌هاي عادي و افراطيون. افراطيون يك طرف اغتشاش مي‌كردند و اطرافيون ديگر هم به اين بهانه، اغتشاش مي‌آفريدند. تلويزيون هم تمام اغتشاشات را مي‌نوشت به حساب يكي از طرفين. گويا در اين ايام راه به خيابان‌ها نبرده بودند.

يكي از آشنايان جاهل و نادان ما در يكي از اين چهار دسته بود. يكي‌، دو روز پيش با وقاحت تمام ايستاد و گفت تو ضدولايت فقيه هستي. خنده‌ام گرفت و گفتم‌ش: «با عرض معذرت، در صلاحيت شما نيست كه اين را به بنده بگوييد.» به زبان بي‌زباني گفتم برو بزرگ‌ترت را بياور.

متعجب‌م كه چه‌طور آدم‌هايي به خاطر نادانسته‌هاشان ديگران را تكفير مي‌كنند. جالب است؛ اين آدم نهايت چيزي كه مي‌داند ساكت كردن بچه‌ها سر كلاس است. فكر كرده بود من هم شاگردش هستم كه با فحش دادن قانع‌م كند.

ديروز به اين فكر مي‌كردم كه آيا جواب ابلهان، خاموشي هست يا نه؟

 

نردبام

 

 

 


+ |


Generated By saeed sarpas § November 2007
iranian blog service , BLOGFA